خط داستانی
زندگی روزمرهٔ جوانان در بوداپست به نمایش گذاشته میشود. همهٔ نوجوانانی با رفتارهای خشن در زمانی که کمونیسم در اروپای شرقی از بین رفت، اکنون جهان را به شیوهای تیره میبینند. بهمثالهای گوناگون از جمله زنی که با رفتن سگ صاحبش عصبانی میشود، پدری که با همسرش دربارهٔ برانگیختگی جنسی در دختر دهسالهشان بحث میکند، دختری که با درک روزافزون خودِ شبیه مادربزرگ سادیستیاش ناراحت است و گفتوگویی بین دو پسر دربارهٔ یک خودروی قدیمی به مسیری غیرمنتظره میرسد.