خط داستانی
چاران یک خرده طبقه جامعه است که توسط سانجانا از خانواده ثروتمند فریب میخورد تا به او تلافی کند. وقتی چاران به دیدن سانجانا میرود متوجه میشود عروس داماد او دوستش است و این داماد ناپاکی است که به ازدواج با دختری با فرهنگ هندی علاقه دارد. چاران سعی میکند ذات غرورآمیز سانجانا را از زاویهای دیگر تغییر دهد. در این میان، دوستی به نام گیتانجالی با چاران آشنا میشود و با او علاقهمند میشود.