خط داستانی
دو بار، یک گوی آتشین اسرارآمیز به دریاچهٔ عمیق تاگا فرود میآید و منطقهای اسرارآلود را در ناحیه فرود ایجاد میکند. از لنیک سنت پترزبورگ، دانشمند جوانی به نام کایروف و همسفر بیپروا و دزدشان کوزمین به سوی منطقه میروند تا جواهرات بهدزدی رفته را از همدستان خود بدزدند. به داستان میرسد که طلای شیطانی برای هیچکس خوب نمیآورد.