خط داستانی
اولین هیکس، دختر زیبای غرب، در یک رقص غیررسمی به برونچو بیلی نامزد میشود. کلانتر هاردلی که به خاطر آسیب مچ پا در بستر است، برونچو بیلی را صدا میزند، او را به عنوان کلانتر سوگند میدهد و به او دستور میدهد تا دو دزد اسب را که در منطقه ایجاد مزاحمت کردهاند، دستگیر کند. تصور کنید که برونچو بیلی چه شگفتی، تحقیر و دردی را تجربه میکند وقتی متوجه میشود یکی از دزدان برادر دختری است که او عاشقش است.