خط داستانی
کیت وان مارلن با شریکش، کنت آلفرد وان در لو، بسیار خوشحال است. اما او هیچ برنامه جدی برای او ندارد و میگوید هرگز با او ازدواج نخواهد کرد. کنت روپرت وان هالدن، ستوان جوان و پرشور سوارهنظام، نظر متفاوتی دارد: برای او، لیدی کیت زن ایدهآل است. او از کیت خواستگاری میکند و دستش را برای ازدواج میخواهد. کیت آخرین تلاشش را برای جلب توجه آلفرد انجام میدهد. در یک مهمانی باغ، او دوباره عشقش را به او اعتراف میکند، اما آلفرد رد میکند.