خط داستانی
استاد پیر داستاگیر و نوه تازه ناشنواى پنج ساله اش یاسین سوار ماشین می شوند و بیشتر پیاده می روند تا به معدن زغال سنگ برسند که پسر داستاگیر، مسرت، در آن کار می کند. داستاگیر باید به مسراد بگوید که بقیه خانواده آن ها در حمله هوایی اخیر کشته شده اند.