خط داستانی
دختر جوانی که میخواهد خواننده تجربهطلب موسیقی روستایی باشد، دردی لاعلاج دارد و بزرگترین آرزوِ او شرکت در کافه افسانهای بلوبِردِ ناکش در نشویل است. به دلیل سلسلهای از تصادفها در جامائیکا سرگردان میشود و با مردم محلی و موسیقی آنجا رابطهای کموبیش ابتدایی پیدا میکند. پس از سفری موسیقیایی و عاطفی پر هرج و مرج، هلن ناگهان قلب خود را نسبت به رگِیه و سبک موسیقی رگا کشف میکند و اقامتش را چون فرصتی میبیند...