خط داستانی
کاویدان و اورهان متاهل هستند، اما دائماً با هم بحث میکنند. یک روز، کاویدان که از اورهان بسیار عصبانی است، به خانه مادرش میرود. از طرفی، اورهان در یک کلوب شبانه به دنبال آرامش میگردد. در آنجا، او با ملکهای که در حال خواندن است، آشنا میشود. ملکه که به اورهان عاشق میشود، به خانهاش نقل مکان میکند. همسایههای اورهان به کاویدان درباره این وضعیت میگویند. کاویدان اقدام میکند تا اورهان را دوباره به دست آورد. اما اورهان، که بین دو زن گیر کرده، نمیداند چه کار کند.