خط داستانی
در شهری کوچک در آرژانتین، کارلس معمار جوانی است که برای طراحی مجموعهای از کلبهها به آنجا میآید. شریک در بحران، رابطهای سطحی با استفلا برقرار میکند اما این دیدار ساده و یا سپتو، دختر را به عشق آشکار میکند و به نوجوانی میرسد. حضور همسرش آنا که سعی در اصلاح رابطه دارد، اهمیت احساسی که تا به حال از دست دادهاید را نشان میدهد.