O Capacete Dourado
فیلم کلاه طلایی بر سرِ شانهها
تاریکی شب، مکانی کم نور، موتورسواریهای جُرّی با خطر در تقاطع: گروهی از نوجوانان در تقاطع به بازی با خودروهای عبوری میپردازند. جوتا از این گروه متمایز است؛ سرنوشتش خط راست ندارد جز خطوط روی آسفالت. جوتا در کشاکش با همه چیز و همهجا زندگی میکند. سپس مارجاریدا میآید. جوتا درون ندارد، مارجاریدا بیرون ندارد. با وجود این یا به خاطر آن، با هم آشنا میشوند. چه کار میتوانند انجام دهند؟ فقط میتوانند سواری کنند و در حالی که همه چیز به هم میریزد از، آن فرار کنند. عشق باید زندگی شود.