خط داستانی
ریا سبک زندگی متوسطی در بمبئی دارد و به عنوان دستیار کارگردان برای تهیهکنندهای به نام بهارچا کار میکند. پس از درگذشت مادرش، در گورستان کلیسا توسط جوانی به نام آنتونی گونسالوز به آرامش میرسد. او خود را فرزند جِفِری معرفی میکند که در سال 1986 درگذشت و در بار جیمیِس پِاب آمادهبهکار به عنوان گارسون کار میکند...