خط داستانی
به دلیل اختلال یادگیری، زندگی جوزی در شهری کوچک حول کاری سطحی برای نگهداری از کارگاه کوچکی میگردد که ممکن است در هر روزی تعطیل شود. اما وقتی داود، پسر دوست نامزد رئیس صاحب کارگاه، برای کار به همراه او میآید، او با داود و دوستان نوجوانش وقت میگذراند و با آوردن آبجو به آنها روحیه میدهد؛ هرچند این همنشینی سادهدلانه او را از خطرات قانونی احتمالی بیپروا میسازد.