خط داستانی
پولین پانزده ساله که پیک نامیده می شود با مادربزرگش ویشونکا زندگی می کند از وقتی مادرش فوت شده است پیک هیچوقت با پدرش ملاقات نکرده است مادربزرگ یک خوابگاه نگهداری حیوانات را اداره می کند که با ورشکستگی روبرو است چون بسیاری از مشتریان حیوانات را به آدرس نادر سپرده اند پیک می خواهد به مادر بزرگش کمک کند و با اجرا کردن ترانه ای در فرودگاه کلن تلاش می کند تا پول جمع آوری کند اما توسط پلیس فرودگاه برده می شود اگرچه اول از دست پلیس فرار می کند اما به طور تصادفی مشاهده می کند که مامور پلیس فاسد کوواتش و کارمند گمرک مواد معدودی را می دزدند کوواتش می فهمد که دیده شده اما نمی تواند پیک را دستگیر کند