خط داستانی
مالک یک فروشگاه دلار است که زندگی روزمره اش با صفر درآمد و مزاحمت مشتریان عجیب و غریب روبه رو است و همسر بی کار مأیوسش را نیز حمایت می کند. به زودی تصمیم می گیرد راه حلی فوری از بین بردن همسرش، دریافت پول بیمه و آغاز زندگی جدید بدون بدهی بگیرَد. اما خدا مراقب است و در اتفاقی غیرمنتظره، جورج به اشتباه خود را می کشد. او بیدار می شود و به طور مداوم در دوزخی جهانی که مخصوص اوست به نام دولگاتوری گرفتار می ماند. برای دریافت بخشودگی و فرار از دولگاتوری، جورج باید از مشتریان سابقش که همه قصد آسیب رساندن به او دارند، بخواهد دوباره به خدا ایمان بیاورند. آیا جورج روز داوری با خدا را خواهد گذراند یا برای همیشه زندانی دولگاتوری می ماند؟ تنها بیننده پاسخ نهایی را می داند!