خط داستانی
پسری رویای پیروزی در یک بازی هاکی روی یخ را دارد. در همین حال، یک ستاره حرفهای هاکی به محله میآید و خدمات خود را به عنوان دروازهبان ارائه میدهد و این باعث میشود که دو تیم رقیب از پسران مدرسه پراگ، شیرهای کوچک و پسران خیابان شیطان، برای جلب توجه او تلاش کنند. پسر دروازهبان که در درخشش پدرش غرق شده، از او خواسته میشود تا جایگزین یکی از اعضای تیم شیرها شود که این موضوع منجر به رقابتها و نبردهای معمول پسرانه میشود. برخی از بازیکنان شیرها آنقدر مشغول بازی بزرگ آینده هستند که تحصیلاتشان تحت تأثیر قرار میگیرد و این موضوع باعث ناراحتی معلمان و والدینشان میشود.