تمایل به رمینی
Sehnsucht nach Rimini
پس از زدن قلب، مالک شرکت اتوبوس ماریان toeplitz باید به سلامت خود توجه کند، اما تنها پس از مشاجره با دخترش سوزان که میخواهد با رقابت ادغام شود. بدون منطق، ماریانته برای ایتالیا با نوهاش میرود: نوجوان نِلی عاشق است و میخواهد به دوست پسرش در رمینی بپیوندد — جایی که ماریان تجربهٔ عاشقانهای فراموشنشدنی با جوزپه در سالها پیش داشت. سوزان دو عاشق را دنبال میکند و به همسر سابقش نزدیکتر میشود. ماریان همچنین میآموزد که عشق کهنه همچنان زنگ میزند.