شکر و نمک
Sugar and Salt
همانند هر سال گروهی از دوستان به مکانی دورافتاده و فراموش شده می رود تا دوستی خود را گرامی بدارد این بار سی و شش سال است که چنین می شود اما امسال فرق می کند استانا در نبرد با سرطان باخته است و برای نخستین بار تنها پنج دوست هستند بهار سر می رسد گوسفندی با دستان خود می کشند و برای یاد استانا نوشیدنی می نوشند با این حال یکی از آنها دالیبور راز تازه ای دارد که نمی خواهد فاش کند