داریوش
Dariusz
داستان دو نفر است؛ بازیگر سابق بسیار مسنتری و قهرمان جوانی که در تبلیغات مختلف دیده میشود. روشن نیست چه چیزی آنها را به هم پیوند میدهد. در نتیجهای، جوان میفهمد که با زنی نامشخص صاحب فرزندی میشود. جدایی قریبالوقوع بر مردان سایه میاندازد. پیرمرد که در دنیای نمایش قدرتی برای حرکت ندارد، ایدههایی میسازد که شانس ندارد — جوان آنها را نمیپذیرد. پیری و ناتوانی در گام برداشتن در دنیای امروز و همچنین بار همجنسگرایی که قهرمان میخواهد از آن رهایی یابد، رابطهٔ مشترکشان را به پایان میبرد.