ساحل
Plajda
سِم و علی، دو رفیق، خود را در وسط درگیری مافیاست در یک مهمانی که دیجی میکنند. سردرگم از تصمیم، این دو سعی میکنند با پوشیدن لباسهای زنانهای که در اتاق لباس پیدا میکنند فرار کنند. اما یکی از اعضای سواستفادهگرِ مافیا آنها را به یک مقصد تفریحی میبرد و آنها را زندانی میکند، و این دو ناگهان به عنوان اعمالی سرگرمکننده در یک هتل کار میکنند. در نخستین تلاشِ فرار از هتل، آنها 20 دختر را میبینند که برای مسابقه زیبایی به هتل آمدهاند و شگفتزده میشوند. آنها نمیخواهند این محیط بهشتیوار را ترک کنند. اما معاشرت با دختران و زندگی به صورت زنان کارِ دشواری است. حتی وقتی دوباره سعی میکنند از هتل فرار کنند، زوجی که عاشقِ جانسو و ابرو از تیم تلویزیونی شدهاند، در هتل میمانند. در همین حال، مافیا نیز به هتل میرسد.