خط داستانی
با لبخند و واژههای زیبا میتوان اعتماد ساخت، همدلی ایجاد کرد و هر آنچه را در چهار دقیقه جای میگیرد به طرف مقابل فروخت. به مرکز تماس خوش آمدید، نقطهٔ جمعآوری رؤیاهای مادام العمر در وضعیتهای مالی دشوار. اگر جوان هستید و به پول نیاز دارید، در کُنهِ جعبهٔ تلفن کوچک جایی بهتر پیدا نمیکنید. ساشا وگمان با بهترین پیششرطها وارد دفتر باز با بازسازیشدهٔ کُندِ در شهر کلن میشود. او با واژگان مهارت دارد و تا آنجا که لازم است برای تبدیل شدن به بزرگترین مجری تلویزیون آلمانی پیش میرود، حتی اگر تاکنون صرفاً برای جلب توجه مخاطبان یک نمایش موسیقی کار کرده باشد. واقعیت با ورودِ ناموفقِ دوست دخترش آسترید باردار میشود. مسئلهٔ مهمتر، حرفه یا خانواده، رویا یا تعهد؟ ساشا نمیتواند تصمیم بگیرد.