خط داستانی
چه زندگی عجیب و جالبی. ما مدام با کار از صبح تا شب در تلاش برای تأمین زندگی هستیم. آیا این همان شادی انسانی است که همه آنقدر آرزویش را دارند؟ - این سؤالی بود که قهرمان داستان هر روز از خود میپرسید. با پیدا کردن یک عکس از دوران کودکی در خانه، رابرت رویای قدیمی خود برای خواننده شدن را به یاد میآورد، رویایی که قرار است زندگیاش را دگرگون کند. او با پشت سر گذاشتن موانع برای رسیدن به آیندهای شاد، واقعاً عاشق میشود. اما نیروهای شرور میخواهند با فریب دادن این جوان، همه چیز را از او بگیرند. رابرت برای رویایش حاضر به چه کاری است؟