خط داستانی
ژائو لیهوآ، که ۸۲ سال دارد، پس از درگذشت همسرش دچار افسردگی خفیف است. او قصد دارد به حمام کارگری برود تا澡د، اما چندین بار رد شده و مورد توهین قرار میگیرد. پسرش ژو هانبیگ تلاش میکند دو زن پیدا کند تا بتوانند مادرش را به حمام همراهی کنند. زندگی به ظاهر ساده برای این مادر و پسر به طور فزایندهای دشوار شده است. برای ژائو لیهوآ، «حمام رفتن» نمادی از غسل باطنی است و با حفظ کرامت خروج از این تجربه آخرین گزینه اوست.