خط داستانی
یافتن یک تلویزیون روشن میشود. ذهنی میشکند. مردی همسر کشتهٔ خود را مییابد. هنگامی که به جسد بیجان او خیره میشود، رویدادهایی که به مرگ او منتهی میشوند مانند فیلمی پیش رویش رخ میدهد. اینجا سفر هه ژییوان، مرد میانسالی که برای درک واقعیتش مبارزه میکند، را دنبال میکند. در حالی که از مرگ ناگهانی همسرش به شدت آسیب دیده است، از اراده برای سخن گفتن بازمیماند و در بیمارستان جزیره بستری میشود. در آنجا با بیپروا کنکاشکنندهٔ اختلالگر رفتار در بیترِیس ملاقات میکند و رابطهای غیرقابل توضیح با او مییابد. در همان حال، کارگردانی برای مستندسازی زندگی کارکنان و بیماران از جزیرهٔ بیمارستان بازدید میکند.