خط داستانی
در پی فاجعه دوباره تیراندازی در مدرسه، والدینی با حقیقت بی رحم روبه رو می شوند؛ فرزندشان بود که شلیک می کرد. ژف ویلیمز پدر اندی است که در سال دوهزار و یک در سن پانزده سال دو نفر را کشت و سیزده نفر دیگر را زخمی کرد. اندی که در زمان فیلم بیست و پنج سال داشت اکنون حبس ابد دارد. پسر کلارنس الیوت نیکولاس هم در سال هزار و نهصد هشتاد و هشت معلمش را کشت و نفر دیگری را زخمی کرد و او نیز اکنون حبس ابد دارد. پسر سو کلبد، دیلن، یکی از دو نوجوان پشت کشتار دبیرستان کلمبین در سال هزار و چهارصد و نودنه بود؛ دیلن با خودکشی تیراندازی را به پایان رساند. از طریق داستانهای عمیق و گواهی صادق و بی پرده سه والد، فیلم به کاوش چندین محور میپردازد که از فاجعههای هولناک برخاستهاند: گناه، شکست، مسئولیت، غم، دوستی و عشق.