خط داستانی
چشم پلنگ زندگی استثنایی یک پلنگ کوچک را از زمانی که تنها هشت روز از تولد او میگذرد تا سه سالگی و آستانه بزرگسالی پی میگیرد. لجیدامه نام اوست، در قلب شما جای میگیرد و هر روز در برابر خطرات مختلف از لابهلای بوومها و تشیها عبور میکند و همزمان در شکار و بقا پیشرفتهای قابل توجهی میکند. راوی این داستان جرمی ایرنز است و داستانی از رابطه مادر و فرزندی و همچنین نقش یک شکارچی در حال ظهور در منطقه مامبو در دل دلتا اوکاونگوی بوتسوانا است