خط داستانی
ایهان وراس، بهترین بازیکن فوتبال ترکیه، پرواز کاروان کارگاهی که قرار بود در آن شرکت کند را از دست میدهد. در حالی که مدیرش، صدی، از این وضعیت عصبانی بود و قصد داشت برای او هواپیمای خصوصی فراهم کند، گفت که با ماشین لاکچری خود به دنبال آن میافتد و راهی میشود. در مسیر خروج، با درخت برخورد میکند و برای جلوگیری از برخورد با گوسفندی که در راه گم میشود، حافظهاش را از دست میدهد.