خط داستانی
داستان «گِی اونی» حماسهای تاریخی است که داستان موج نخست مهاجرت یهودی اروپایی به فلسطین در پایان قرن نوزدهم را با روایت عشق عجیبی بین فانیای جوانِ مهاجر روس و یاخیل، یهودیِ بومی، در هم میآمیزد. فانیای هفده ساله، فرزند کوچکش و عموی پیرش و برادرش که دچار نقص عاطفی است، پس از عبور از پُرگوم در بندر یافا به فلسطین میرسند. فانیای ناچار به ازدواج با یاخیل که همسرش به malaria درگذشته و اکنون سرپرستی دو فرزندشان را به عهده دارد، میشود. آنها قصد دارند به یک سکونتگاه کوچک نزد صفد بروند و یاخیل با چند مهاجر جسور در حال کوشش برای کشت زمینهای خشکشده هستند و فانیِ با راز سنگینِ دیگری روبهرو است که نمیتواند با هیچکس در میان بگذارد مگر اینکه همسرش یاخیل این راز را با او شریک شود تا ازدواجشان به کمال برسد.