خط داستانی
در ورودی اتاق بیمارستان، پسری جوان منتظر دیدن مادر در حال مرگ است. سروصدا و حرکتهای چرخشی بدنها اطراف او سیرکی سوررئال و سنگین پدید میآورند، که به کودک از لمس نهایی دست مادریش باز میدارد. با استفاده از نقاشیهای روستوسکوپ که به طرحهای زغال میمانند، و همچنین تکنیکهای انیمیشن سهبعدی و اشیاء، سیرک تماشاگر را با واقعگرایی نگرانکننده خود میکشاند. رنگ به طور نمادین به کار رفته تا وعده و یاد عشق مادری را به شکلی ظریف بیان کند. فیلم شخصی نیکولا براولت با تواضع شعری، نگاه صادقانهای به دلشکستگی یک کودک در برابر تجربه ترسناک و اسرارآمیز مرگ مادرش میافکند.