خط داستانی
پس از بیهوش شدن، پائول هانت غیرمنظم باور دارد که در یک زورگیری قربانی شده است و هزار پوندی که برای خانه جدیدش واریز کرده بود ربوده شده است. روابط با همسر جدیدش و پدر پیرش که زیر یک سقف با هم زندگی میکنند، از قبل دچار تنش است. پائول اکنون زیر فشار در شغل جدیدش به عنوان فروشنده دو برابر دهنده شیشه برای آقای قدرتمند با نام آقای کوچکی است، در فشار برای مراقبت از پدر فداکارش و در فشار برای بازگرداندن پول قبل از اینکه همسر باردارش بفهمد.