خط داستانی
اوانجِلین بیشتر وقتش را صرف کارهای دیرهنگام می کند ویرایش تبلیغات تلویزیونی است. کارش فرصت کمی برای بودن با دوست پسرش جوئی یا فرزندشان می دهد. با وجود داشتن خانواده، بیشتر به خود می رسد و استقلالش را دوست دارد. اما وقتی برادر کشیشش جانی به سرطان مبتلا می شود، ناگهان باید به عنوان داور پخش مغز استخوان ممکن ظاهر شود. در حالی که خانواده ناپایدارش اطراف جانی بیمار جمع می شوند، اوانجِلین باید با شکست های خود روبه رو شود.