خط داستانی
میکل باسکی است که از اینکه باسک چه است متنفر است و تصمیم می گیرد به آرژانتین مهاجرت کند، با این بدشانسی که به جامعهای از بازماندگان باسکی از داخل کشور میرسد که سنتهای نیاکانشان را با اشتیاق فراوان زندگی میکنند و زندگی را حول باشگاه باسکی خود سازمان میدهند.