دو کارآگاه پلیس که یکی تازه کار و دیگری کهنه کار است از نظرهای پاکی دورند و دو جنایتکار را تعقیب می کنند که دفاتر پست و شعبه های بانکی کوچک را می دزدند در بازرسی و تیراندازی تازه کار یکی از دزدان را می زند این اتفاق تمام زندگی او را تغییر می دهد او از وزارت کشور بازداشت می شود از نیروهای پلیس کنار می رود برای یافتن کار تلاش می کند همسرش او را ترک می کند و او به نوشیدن پناه می برد حتی همکار کهنه کارش نیز پشت او را می شکند در همین حال دزد که زنده مانده نقشه یک دزدی بزرگ را با یک زندانی تازه آزاد شده طرح ریزی می کند حمله به یک حامل پول اما این گانگ هیچ ایده ای ندارد که زیر نظر یکی از دو افسر پلیس پیرتر قرار دارد