خط داستانی
یک بزهکار هجده ساله از مرکز بازداشت نوجوانان اخیراً آزاد میشود و به خانه والدینش با سابقه کیفری تمیز و هویت جدید برمی گردد. با این حال روستاییان محلی احساس بی عدالتی میکنند و به یاد میآورند چه اتفاقی چند سال قبل افتاده است. همچنین فیلمسازی جاهطلب تصمیم میگیرد بازگشت این بزهکار به زندگی «معمولی» را دنبال و مستندسازی کند. در زمینهای از جامعه معاصر که «همه چیز بیمعناست و هیچ چیزی واقعی نیست»، این داستان بلوغ و احساس گناه گشوده میشود