خط داستانی
بازیافت دنبال گرانترین بینازیهای غربی است که در سفری از شمال هند تا سواحل غربی میرود، از دریا تا درون صنعتی. این لباسها به پانی پات فرستاده میشوند، شهری آرام و تنها مکانی در جهان که آنها را میخواهد و دوباره به نخ تبدیل میشود. رشنا زن روشنفکر و کنجکاو است که در یک کارخانه بازیافت منسوجات در هند کوچک کار میکند و رویا دارد از فاصلههای وسیعی که لباسهایی که به آنها رسیدند میتوانند طی کنند سفر کند. در حالی که رشنا به ما نشان میدهد این پوشاک چگونه تبدیل میشوند، او و دیگر زنان کارگر درباره این لباسها تأمل میکنند. با وجود تماس محدود با فرهنگ غربی، آنها تصویری از غرب میسازند، با استفاده از تخیل خود و شایعاتی که همراه لباسهای دور ریخته میآیند.