خط داستانی
داستان ژنارو کستِلی، مرد جوانی که در محلهای بزرگ میشود که مافیا بر آن چیره است. با وجود تعالیم خانواده و کلیسا، او به زندگی مملو از تجمل و ظاهرًا بیدغدغهِ «دوستان»ش وسوسه میشود. فریبِ رمز و راز، قدرت و ماجرا به قدری برای ژنارو جذاب است که نمیتواند مقاومت کند و به زودی در شبکهای از خطر، تضاد و خیانت گرفتار میشود. پس از رنج بردن از فداکاریهای شخصی و خانوادگی، او باید با سختترین چالش زندگیاش رو به رو شود: چگونه آزاد از نفوذ پایدار و همیشگیِ گروه زندگی کند. به این ماجرا، عشق زنی جوان که قصد محافظت از او را دارد اضافه میشود و او باید بین عشق به او و تعهداتش نسبت به مافیا یکی را انتخاب کند.