خط داستانی
سامارش و همسرش کریشنا به همراه دخترشان تاتان در زمان دورگا پوجا به خانه خود در بنگال بازمیگردند. پس از ورود به خانه، سامارش از برادر بزرگترش شایlesh میفهمد که مادرشان فوت کرده است. سامارش سفری نوستالژیک در خانه قدیمی خود میکند و گذشته خود را دوباره واکاوی مینماید.