خط داستانی
دو غریبه، آواس و نیشا، در سفر اتوبوس از کاتماندو به پوکاره ملاقات میکنند. هر دوی آنها نظرات خود را درباره زندگی و شخصیتها به اشتراک میگذارند. وقتی به مقصد میرسند، هر کدام از دیگری جدا میشوند و قول میدهند که دفعه بعد همدیگر را نبینند. اما هر دو در خانه نیشا ملاقات میکنند، جایی که آواس به بهترین دوستش وینای کمک میکند تا برای نیشا مراسم عروسی برنامهریزی کند. سپس دوباره از هم جدا میشوند. اما پس از چند سال، دوباره یکدیگر را ملاقات میکنند و با وضعیتی مواجه میشوند که هر دو عشق خود را درک میکنند.