خط داستانی
کربی یک مرد ترنس در اوایل بیست سالگی است که در چند ماه اول خود بر روی تستوسترون، هر ماه به فروشگاه محلی در سان فرانسیسکو میرود تا تامپون بخرد. در اولین سفرش به فروشگاه، او با فیبی، صندوقدار اجتماعی، ملاقات میکند که از صحنهای که مشاهده میکند، خوشحال و کنجکاو است: مردی که به اندازه کافی مطمئن است تا برای دوست دخترش تامپون بخرد؟ در اوج لحظه، کربی او را تصحیح نمیکند. با شروع سفرهای منظم کربی به فروشگاه، دوین، بهترین دوست و هماتاقیاش، به علاقه کربی به این دختر فروشگاه پی میبرد. با تشویق آنها، آیا کربی حقیقت را به فیبی خواهد گفت؟ و اگر بگوید، او چگونه واکنش نشان خواهد داد؟