خط داستانی
مارجوری گاوِی است که در اصطبل فرسودهای در مرکز بیتلحم زندگی میکند. هیچگاه در بیتلحم اتفاق هیجانانگیزی نمیافتد تا اینکه حالا… یا حداقل چنین چیزی شنیده میشود، اینکه سرشماری یا چیزی است و قرار است جشنی خیابانی برگزار شود — این چیزی است که مارج از آن خبر دارد!