خط داستانی
راه پیش رو ممکن است مستقیم باشد اما شخصیت انسان با سفر آن شکل می گیرد. سگار و پدرش برای دعوت از خویشاوندان دوردست به عروسی سگار راه می افتند. اما کار چندان آسان نیست. سگار شغلش را در پونه ترک داده تا با والدینش در روستا زندگی کند و به عنوان کشاورز کار کند. "کشاوران خواستگارهای خوبی نیستند"، اما به هر حال سگار عروسی دارد در راه است. پدر و پسر همیشه با هم در برابر هم قرار می گیرند و این تنش پدر-شاگردی سفر آنان را توصیف می کند.