خط داستانی
سالمندان در آمریکا نامرئی هستند. اما خانواده ویلرها این را نمیدانستند. آنها نیاز داشتند که اتوبوس را بگیرند. در راه، شوخیهایشان نادیده گرفته میشود، یک دونده سعی میکند روی آنها بنشیند و تقریباً با یک ماشین تصادف میکنند. درب اتوبوس بارها به صورتشان بسته میشود و دست خانم ویلر را میگیرد. او گیر کرده و اتوبوس او را در خیابان میکشد. با این باور که باید مرده باشند، تسلیم میشوند و منتظر میمانند تا خدا آنها را ببرد. اما به جای خدا، یک زن پیر عجیب آنها را راهنمایی میکند و به آنها قدرت میدهد.