خط داستانی
پس از اینکه پدرش در یک درگیری با اراذل و اوباش مست کشته میشود، دنیای صلاح به تاریکی فرو میرود. او مجبور است به تنهایی فروشگاه کباب خانوادگی را اداره کند و در مدیریت زندگی شبانه روزی که به طور فزایندهای پر سر و صدا میشود، با مشکل مواجه است. وقتی یک درگیری با یک مشتری عصبانی به طرز مرگباری اشتباه میشود، او خود را با یک جسد در دست مییابد. با عدم اعتماد به مقامات، صلاح جسد را در تنها جایی که بهتر از همه میشناسد، یعنی کبابها، دور میکند.