خط داستانی
در آستانه بیست و پنجمین سالگرد تولدش، روزی که قرار است پولی از صندوق امانت خود دریافت کند، راکو مهمانی میگیرد، مست میشود و تمام پولش را در یک بازی پوکر از دست میدهد. معضل او: باید مبلغ مورد نظر را تأمین کند، در غیر این صورت مشتریای که برای شکست شرکت تولید تبلیغات تلویزیونی پدرش نیاز دارد را از دست خواهد داد. در همین حال، راکی نیز به پول نیاز دارد تا اجاره را پرداخت کند، در غیر این صورت خانوادهاش بیخانمان خواهند شد. تنها راهی که راکو میتواند از صندوق امانت خود پول بگیرد، برآورده کردن شرایطی است که مادربزرگش تعیین کرده و آن ازدواج است. راکی موافقت میکند که به عنوان همسر صوری راکو عمل کند و در عوض «هزینهای» دریافت کند. آنها قرارداد را امضا میکنند. در حالی که مانند یک زوج متأهل زندگی میکنند، راکو و راکی با یک مشکل پس از دیگری مواجه میشوند که آنها را مجبور میکند تا اختلافات خود را کنار بگذارند و با یکدیگر همکاری کنند. پیچیدگی زمانی ایجاد میشود که آنها شروع به احساس علاقه به یکدیگر میکنند و پیوندشان نزدیکتر میشود.