خط داستانی
پاشا از دوست دخترش ایوا دعوت می کند تا با نيسا، ویکی و رهبرشان ژانی به کوه بروند؛ با این حال، شکستن تابوهای کوهستان نیرویی ماورایی را فعال می کند. ویکی تسخیر می شود، ایوا ناپدید می گردد و آنان با تانری، زنی که به ادعای پیروی از فرقه شیطانی پدرش در بند است، مواجه می شوند. هرج و مرج به سرعت کل روستا و ساکنان نزدیک را در بر می گیرد.