خط داستانی
هیروکی و شینجی به مدت سه ماه با هم زندگی کردهاند. وقتی روشن میشود که شینجی با دوستپ سابق خود تاکا یوکی ملاقات داشته است، هر سه با اولین نبردشان روبهرو میشوند. با سوءتفاهمی که پیش میآید، هیروکی فریاد میزند: «تو هنوز با دوست قدیمیات دیدار میکنی!» و از خانه میزند بیرون. در عین حال، شینجی سعی میکند احساسات واقعیاش را توضیح دهد. در مدت زمانی که جدا از هم زندگی میکنند، همه درمییابند چقدر به یکدیگر نیاز دارند. در نهایت، شینجی شجاعت پیدا میکند تا هیرُکی را بازگرداند.