خط داستانی
پس از اخراج از آکادمی هنرهای سن پترزبورگ به خاطر ایدههای آزاداندیشانهاش، هنرمند جوان کُستا ختگوروف به زادگاهش ایریستون، که در روسی به آن اوستیا میگویند، بازمیگردد. با وجود مشکلات مالی و آزار و اذیت دولتی، او بیوقفه از مردم اوستیا حمایت میکند و در عین حال به پرورش مهارتهایش به عنوان شاعر، نمایشنامهنویس و هنرمند ادامه میدهد.