Dobbiamo parlare
فیلم بگوییم حرفی با هم بزنیم
وَنی و لیندا در آپارتمان پنتهاوس در مرکز رم زندگی میکنند. وانِّی رمان مینویسد و لیندا با او همکاری میکند. میان افتتاح نمایش و نمایشگاه باسکیات، آنها آلفردو و کانستانزا پدیدار میشوند، زوجی که در آستانه فروپاشی عصبیاند. آلفردو جراح است و عادت دارد زود بیدار شود و معشوقهای دارد. کانستانزا هم پوستشناس است با همان عادتها. به قصد ابراز خشم در سالن پذیرایی دوستانشان، آلفردو و کانستانزا زوج را گروگان میگیرند و با صدای بلند درباره گذشته و حال شکایت میکنند. در تلاشی غیرممکن برای کنترل آنها، وانِّی و لیندا در نهایت وارد میدان میشوند و با هم به یکدیگر فحاشی میکنند. در پایان شب، یکی از آنها ضربه میبیند.