خط داستانی
جانییِ بیست و پنج ساله از بارسلونا و فیلم او را در یک روز فرضی زندگی اش دنبال میکند. از برخاستن صبح تا تلویزیون، عکاسی، ناهار با مادر و برادر، کار، دیدار با یک شرکت پورن، دیدار با دوستی و همکار، اندیشهها درباره زندگی و عشق، دشواریهای گشودگی و تسلیم در عشق، شام در خانهٔ دوستی با ماه کامل. رابطهاش با خانواده، سگش و جهان. زندگی تنها او. مادری که او را پرستش میکند، پدری غایب، نگاهی خام به آینده بدون جاهطلبیهای اغراقآمیز و رویاهای غیرواقعی. بدون دروغ، با احترام به دیگران و عزت نفس. زندگی خالص، مانند تتویی که در طول فیلم بر بدنش نقش میبندد.