وکیل کرامتین میرزانی، محمود جیهیا، به استانبول میآید و به وکیل زکی میگوید که وراث را مطلع کند. یکی از وراث، گلسوم باچیlar نام دارد. اما گلسوم باچیlar که در روستا زندگی میکرد، سالها پیش فوت کرده است. چهار دختر و یک داماد گلسوم باچیlar به استانبول میآیند تا سهم خود از پول را جمعآوری کنند. وراث دیگری به نام ممدوح بیگ با وکیل زکی توافق میکند که سهم گلسوم باچیlar را نیز بگیرد. عثمان، نامزد سُمبُل، یکی از دختران گلسوم باچیlar، متوجه وضعیت میشود و حقیقت روشن خواهد شد.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.