خط داستانی
سینه، معمار جوانی است که با الهام از افسانه هفت خوابگرد، مسجدی منحصربهفرد به شکل غار طراحی کرده است. او از وضعیت فعلی معماری راضی نیست. با این حال، ساخت مسجدی که طراحی کرده بود به دلایل گوناگون به پایان نمی رسد. سینه به دلیل استرس به بیخوابی دچار میشود و درمانگاه اختلال خواب را آغاز میکند. روزی در حالی که در مرکز خواب است، در خوابی خود را مییابد درون افسانه خوابگردها و رویدادها را میبیند. با بیداری از این رویا، او دچار تغییرات فیزیکی و روانی میشود اما اطرافیان متوجه این تحولات نمیشوند. هر بار که سینه به مرکز خواب مراجعه میکند، تغییرات جسمی و ذهنی دیگری را تجربه میکند و با هر تحول نسبت به قبل به همه چیز واکنش متفاوتی نشان میدهد.